در اهميّت صلوات همين بس كه آفريدگار هستى خود
ابتدا پيامبرش را مورد عنايت و رحمت خاص قرار داده و بر
او صلوات مى فرستد و تمام فرشتگانى را كه تدبير اين جهان
به فرمان حق بر عهده آنها گذارده شده ،
به اين تصليه و تبجيل و تكريم فرا مى خواند.
رسول خدا ، حضرت محمد (صلوات الله علیه) فرمودند :
مَن نَسَي الصَلاة عَليَ اخطَا طَريقَ الجنَةِ
کسي که صلوات بر من را فراموش کند راه بهشت را گم کرده است
منبع : آثار و برکات صلوات ص97
فرستادن صلوات بر روان پاك خاتم انبيا و اهل بيت
ابراز ارادت و اظهار محبّت به آن بزرگواران است
و براى فرستنده صلوات فوايد بسيارى در بر دارد
طرح ختم صلوات ۸۷
به نيت سلامتي و تعجيل در ظهور امام مهدي عج الله
ملاباصم کربلایی
جمع خوانی (جدید)
لینک به صلوات
برای ایجاد لوگوی صلوات
کد زیر را درون وبلاگ و یا
وب سایت خود قرار دهید.
منبع : صلوات

تِلْكَ الرُّسُلُ
فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ مِّنْهُم
مَّن كَلَّمَ اللّهُ وَرَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجَاتٍ
وَآتَيْنَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّنَاتِ وَأَيَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ
وَلَوْ شَاء اللّهُ مَا اقْتَتَلَ الَّذِينَ مِن بَعْدِهِم
مِّن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ
وَلَـكِنِ اخْتَلَفُواْ
فَمِنْهُم مَّنْ آمَنَ
وَمِنْهُم مَّن كَفَرَ
وَلَوْ شَاء اللّهُ مَا اقْتَتَلُواْ
وَلَـكِنَّ اللّهَ يَفْعَلُ مَا يُرِيدُ
( سوره بقره آیه ی 253 )
بعضى از آن رسولان را بر بعضى ديگر برترى داديم؛
برخى از آنها، خدا با او سخن مىگفت؛
و بعضى را درجاتى برتر داد؛
و به عيسى بن مريم، نشانههاى روشن داديم؛
و او را با (روح القدس) تأييد نموديم؛
-ولى فضيلت و مقام آن پيامبران، مانع اختلاف امتها نشد.-
و اگر خدا مىخواست، كسانى كه بعد از آنها بودند،
پس از آن همه نشانههاى روشن كه براى آنها آمد، جنگ و ستيز نمىكردند؛
-اما خدا مردم را مجبور نساخته؛ و آنها را در پيمودن راه سعادت، آزاد گذارده است؛-
ولى اين امتها بودند كه با هم اختلاف كردند؛
بعضى ايمان آوردند و بعضى كافر شدند؛
-و جنگ و خونريزى بروز كرد.
و باز- اگر خدا مىخواست، با هم پيكار نمىكردند؛
ولى خداوند، آنچه را مىخواهد، -از روى حكمت- انجام مىدهد
-و هيچكس را به قبول چيزى مجبور نمىكند.-

أَلَّا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى ( سوره نجم آیه ی 38 )
كه هيچ كس بار گناه ديگرى را بر دوش نمىگيرد.
|
| ||
|
|
سر خوش آن عیدی که آن بانی نور
از کنار کعبه بنماید ظهــــور
قلبــها را مهر هم عهدی زند
از حرم بانگ اناالمهدی زند
عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت
صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت
عید سعید فطر رو به تمام مسلمان و روزه داران جهان اسلام
علی الخصوص آقا صاحب الزمان
تبریک عرض مینماییم
چقدر سخت است که این عزیز ترین عید را بدون آن عزیزترین غایب از نظر بگذرانیم
درود بر فطر فطرت، سلام بر فطر ذکر و نیایش تا ... رمضانی دیگر ... و شب قدر و روزهای روزهای دیگر، که زنده باشد و رخت به عالمی دیگر کشیده باشد، خدا بهتر میداند.
عید، میعادی در زمان است و فطر میثاقی با فطرت!
چرا که رمضان دعوتی است به بازیافتن خود گمشده.
ندایی است برای توجه به خدای فراموش شده.
ضیافتی است برای تناول از مانده تقوا و پایان این میهمانی خدایی عید قبول است.
عید توفیق بر طاعت و اطاعت عید توبه و تهذیب نفس، عید ذکرهای شبانه، عید کنترل خواستهها، عید محرومان و گرسنگان.
فطر چیدن میوههایی است که از فطرت میجوشد!
فطر سپاس نعمتی است که در رمضان نازل شده است.
(عید فطر) شبیهترین روز به روز قیامت است چون در قیامت عدهای که زیانکارند، تاسف میخورند و غضبناک میگردند و عدهای که نیکوکارند رستگار و متنعم به نعمتهای الهی میشوند.
امیرالمومنان علی علیه السلام نیز از همین زاویه به عید فطر مینگرد و با اشاره به روز عید میفرماید: «انما هو عید لمن قبل الله صیامه و شکر قیامه و کل یوم لا یعصی الله فهو عید؛ این عید کسی است که خدا روزهاش را پذیرفته و نماز او را ستوده است و هر روز که خدا نافرمانی نشود، آن روز عید است.»
آری روز ترک گناه و فاصله گرفتن از زشتیها و پلیدیها و روز غلبه بر شیاطین، روز عید است. عید فطر روز بازگشت به فطرت است، این معنا را میتوان از لغت «عید فطر» هم فهمید، چرا که «عید» به معنای بازگشت و «فطر» به معنای «فطرت و طبیعت» است. آری، فطرت پاک انسان در طول سال در اثر غبارهای جهل و نادانی و غفلت به انواع گناهان و معصیتها مبتلا شده و از حقیقت خود دور میشود و در نتیجه دچار خود فراموشی و خدافراموشی میگردد. اما با فرا رسیدن ماه مبارک رمضان، انسان مسلمان در پرتو فضای معنوی آن ماه و تلاشهای خویش به یک زندگی نوین دست مییابد، که میتوان آن را «بازگشت به خویشتن» نامید.
***عید سعید فطر به شکرانه تطهیر فطرت وجود مبارک باد***
|
|

از آن روز که به استقبالت آمدیم و از آسمان ها جستجویت کردیم ویافتیم ، نهال هلالت را درافق دلمان کاشتیم و هر روز با اشک دیده و سوز دل پروراندیم و ماهتاب حضور فراخنای جان و جهانمان را بر افروخت .
اما چه زود زمین وآسمان پلک ها از پس هم نهادند و طراوت حضورت را از افق دلمان زدودند و ما را در سوز و حسرت جدائیت نشاندند .
رمضان چه زیبا در محفلمان آشیان کرده بودی و چه مهربان با دل ما خو گرفته بودی.
رمضان چه آهسته و لطیف دربر ما وزیدی و جانمان را در نرمای مهربانی هایت نوازیدی و اینک چه سوزمندانه از میان ما میگذری ونسیم عبورت از ساز وجودمان ناله بر می انگیزد و بر دلمان شراره میریزد .
تو میروی و مارا با سنگینی عهد و پیمانت تنها میگذاری ، تو میروی و نمی دانیم اندوهناک دوریت باشیم یا هراسناک حفظ امانت حرمتت ...
رمضان ! ای ماه عزیز! ای ماه میهمانی خدا ! تو پای از میان ما بر میکشی و اندوه و هراس بر جانمان مینشانی .
ای صمیمی ترین یار آنگاه که فروغ رویت را از پنجره نگاهمان بر دمید ، سراچه دلمان لبریز از شادمانی گشت .
بدرود ای آنکه خورشید حضورت تابناکترین روزها و نورانی ترین ساعت ها را ارزانیمان کرد .
ای که عصای اعجازت از سنگ دلهامان چشمه های گریه جاری ساخت و پولاد قلبمان به گرمای حضورت نرم و روان گشت .
با تو بدورد میگوییم ،اما نه از ملامت و دلسردی که با ناچاری و چشمه های فضل و برکتی که در رمضان بودید و از مقابل دیدگان حسرت بار ما گذشتید بی آنکه از گوارای حیات بخشتان نوش کنیم .
رمضان تو میروی و این مائیم که به دنبالت از کاسه دیدگانمان آب جدایی میفشانیم و چنین ناله سر میکشیم :
خداحافظ ای که آسمانی ترین معنا ها را در شریان لحظه هایمان جاری کردی .
ای که گنجینه عبادت بودی و در تو هزار بال در آسمان امل پر کشیدیم .
خداحافظ ای که در تو پرنده آرزوها به اوج آسمان سر سایید .
خداحافظ ای ماه میهمانی خدا ! ای ماه عزیز ! ای رمضان !
.خداحافظ ای ماه بزرگ خدا ای عید دوستان خدا .
خداحافظ ای که زنگار از آیینه دلمان ستردی .
ای خدای رمضان!
با گذشتن این ماه تو نیز از گناهان ما درگذر . کنون که زیور رمضان را از اندام زمین و زمان بر میگیری از تن ما نیز جامه نا موزون گناه و عصیان بر افکن .

صدای اذان در فضای اتاق می پیچد. یک استکان شیر و یک دانه خرما به دهان نزدیک می کنی.
یک روز گرسنگی و تشنگی را پشت سر گذاشته ای.
«در کدام نماز به یاد خدا بوده ای؟» این را ماهی سرخ با نگاه های یکریزش از تو می پرسد.
... و به فکر می روی که من روزه بوده ام یا ماهی بی زبان؟ یا این گل سرخ که به زحمت دست هایش را رو به بالا نگه داشته است.
یا حتی این سنجاقک که نه غیبت می کند و نه چشم طمع به مال کسی دارد.
... و از خودت می پرسی: «آیا تا به حال هیچ گلی به همنوعش حسادت کرده است؟»
و باز این سوال که: «در قنوت کدام نمازم «خود» کمرنگ تر از «خدا» بوده است؟»

|
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|






